تو یاور ما باش
یا زینب
تو تکیه گاه ما باش
یا ابالفضل
تو حامی ما باش
ما بی جوانان بنی هاشم چه کنیم
تو یاور ما باش
یا زینب
تو تکیه گاه ما باش
یا ابالفضل
تو حامی ما باش
ما بی جوانان بنی هاشم چه کنیم
بقیه رو فارسی می نویسم سخته ولی بهتره.
اره داشتم میگفتم نمیدونم چی شد که دوست شدم اگه ناراحتت کردم ببخشید ولی نمیدونم چرا ولی دلم از اولش می خواست به تو بگم تو از تو وبم می تونی بفهمی من عاشقه یکی از معلمام شدم واقعا برام سخته گفتم اگه به یکی دیگه مشغول شم شاید ارومتر بشم ولی نشد.می دونی چرا همیشه نخواستم تو وبلاگم مستقیم از تو بنویسم یا برات نظر بذارم چون تو همیشه از اون برعلیهم استفاده می کردی و همش میگی اگه تو نمیخوای چرا اینو گفتی چرا اونو گفتی. اخه اصلا این حرفا نیست من ازت خوشم میاد ولی دلم نمیخواد باهات باشم اونم نمیدونم چرا پس نپرس.
حرفه دیگه اینکه بعضی وقتا که دلمو میشکونن و دلم میگیره یاد تو می افتم به خودم میگم یکی هست که دوستم داره ولی الان یه مدته احساس می کنم تو هم دیگه دوستم نداری نمی دونم چرا ولی شاید احساسم درست باشه اخه می بینم اسمونت رنگین کمونی شده ولی دله من که هنوز طوفانیه شاید اینارو برات نذارم بخونی شایدم گذاشتم ولی بعد از 3سال هنوز عذاب وجدان دارم و حتی از این طریقم میترسم باهات حرف بزنم چراشو نمیدونم.


سلام
نمی دونم چی بنویسم می دونم دیوانگیه ولی حال و حوصله ی درس خوندن و گوش دادن اونم عربی ندارم.سروناز گفت تو یعنی من عشقمو جار می زنم باشه خانم فتح.... من دیگه جار نمی زنم دیگه جار نمی زنم. زنگ اول:عربی
دوستت دارم عزیزم. زنگ فیزیک:10:13
شنیدم 4شنبه ها میای خیلی خوشحال شدم. 10:15
اه خبر تکذیب شد چهارشنبه ها نمیای من بدونه تو چی کار کنم؟ اهنگه بنیامین رو مدرسه گذاشته بود یاد تو افتادم به سروی هم گفتم. 11:05
سلام دلم برات تنگ شده چرا اخه تو مدرسه نیستی نکنه رفتی کاشان می دونی دلم برات شور میزنه یه وقت تو راه مشکلی برات پیش نیاد راستی تو واقعا خوبی عزیزی. 11:15
سلام عزیزم سپیده ی من امیدوارم خوب باشی اخه خبر نداری من چه قدر برات نگرانم واسه راهی که میری کاشانو میگم شهره سهرابم و شهره تو عزیزم باورم نمی شه دارم برای تو می نویسم البته بااینکه صدبار تو کلاس جلوی چشای نازنینه خودت برات نوشتم ولی تو هیچ وقت نفهمیدی برای تو می نویسم یادته رو تخته نوشته بودم:
تا تو را دیدم ندادم دل به کس عاشقت گشتم به فریادم برس
ولی تو با بی اعتنایی پاکش کردی اون شعرو همون زنگه پیشش از معلمه ادبیاتم یاد گرفته بودم همون موقع دلم خواست به تو بگم . یادته یه بار با هم این شعرو خوندیم:
به غمه کسی اسیرم که زمن خبر ندارد عجب از محبته من که در او اثر ندارد
غلط است هر که گوید دل به دل راه دارد دله من ز غصه خون شد دله تو خبر ندارد
واقعا همینه. دارم برات میمیرم ولی تو خبر نداری نمی دونی به خاطره دوست داشتنه تو چه فحشایی شنیدم حتی کتکم خوردم اره بخند کتک خوردم سپیده خانم نه از کسایی که دوستت دارن از چهار تا فنچ. بی خیال . روزه اخر از ساله دوم که با تو کلاس داشتیم زنگه ناهار بود تو هنوز کلاس بودی کلاسه ما منم به خاطره تو نشستم و ناهار نخوردم صدفم پیشم نشست اخه اون خیلی منو درک می کنه بهم گفت شمارتو بگیرم تا دلم تنگ شد بهت زنگ بزنم باهات حرف بزنم من گفتم خاک به سرم نگی بهش ولی بهت گفت یادته؟ گفت خانم شما شمارتونو به بچه ها نمی دین تو گفتی نه واسه چی بدم.تو از کلاس رفتی بیرون دیگه نتونستم تحمل کنم بغضم ترکید زود از کلاس رفتم بیرون رفتم تو دست شویی یه عالمه گریه کردم برای تو عزیزم . داره اوله مهر میشه از یه طرفه شوقه دیدنت از یه طرف این همه مشقی که دادی اخه تو که خبر نداری بچه ها به من غر می زنن.می خوام ببینمت اخه:
I LOVE YOU
به قوله شهاب تیام:
می خوام کناره تو باشم مگه جدایی زوریه
دارم می افتم از نفس دیدنه تو دیدنه تو ضروریه
یعنی واقعا نمی شه یه دختر عاشقه یه دختر بشه؟!
.jpg)
سلام
من نازنین هستم اصلا نمی دونم چی بنویسم ولی دلم می خواد بنویسم شاید از زندگی شاید از مرگ.نه نمی دونم چی بنویسم دیگه کم اووردم می خوام بگم من نا شکر نیستم ولی این جا رو این دنیا رو دوست ندارم ازش بدم میاد دلم می خواد بمیرم می دونم این اخره نا شکری و نا امیدیه ولی اینجا جذبم نکرد من اینجا فقط از خدا دور شدم اخه چه جوری گناهامو جبران کنم اگه از اول نمی اومدم این جوری نمی شد من خسته شدم این دنیا خیلی روتینه همون کارایی که دیگران کردنو ما هم باید بکنیم این اصلا جذابیت نداره که چی اخه. همه باید بریم مدرسه یه مشت درسای تکراری بخونیم که بعد از یه مدت یادمون میره بعدم همه بریم دانشگاه .کاش حداقل این کشورو برای زندگی انتخاب نمی کردم کاش.بعد از دانشگاه هم باید الافی کنیم بیشتر پسرا که میرن یه رشته ئی که اصلا به چیزی که خوندن ربطی نداره و بیشتر دخترا هم می مونن خونه بچه بزرگ می کنن و رخت می شورن و اشپز می شن . اینم شد زندگی؟!
البته قبول دارم یه چیزای قشنگم داره ولی دوست دارم از اینجا برم.
خدایا چی بگم من اخه از یه طرف عشقه تو از یه طرف عشق و حاله زندگی.ولی من تو رو انتخاب می کنم ازت می خوان تو هم منو انتخاب کنی خدایا اخه منم نگاه کن منم عاشقتم خدایا تو می دونی من به خاطره تو........ منت نمی ذارم ولی من تو رو بیش تر از این حرفا می خوام خدایا خیلی ها فکر می کنن من بی وفام خدایا تو شاهدی من نخواستم بی وفایی کنم این زندگیه روتین منو مجبور کرد خدایا تو شاهدی من به خاطره چی این کارو کردم . خدایا منو ببخش به دله مردمی هم که تو دلشون از من گله دارن بنداز که منو ببخشن خدایا خودت شاهدی من همه رو دوست دارم اخه من همه رو تیکه ای از تو می بینم هم جنس خودم خودت می دونی هیچ وقت نخواستم دله کسی رو بشکونم خودتم دیدی چه قدر ضربه خوردم خدایا به معصومیه چشای بچه ها قسم می خورم منو ببخش به پاکیه دلشون به زلالیه فکراشون.دوستت دارم خدا دوستت دارم.
.jpg)